عباس اقبال آشتيانى
19
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
و يارقند استيلا يافتند و دولتى براى خود تشكيل دادند و در قرن سوم هجرى اسلام آورده با ممالك سامانى و غزنوى نيز همسايه شدند . چنان كه سابقا گفتيم گور خان قراختائى معاصر سلطان محمد خوارزمشاه در سالى كه ماوراءالنهر را از ملوك خانيه گرفت و عثمان خان سلطان السلاطين را - دستنشاندهء خود نمود بلاد اويغور را هم مطيع خويش ساخت و از جانب خود داروغهاى بهآنجا فرستاد . اين داروغه رسم جور و ظلم پيشه كرد و مردم را از حكومت قراختائيان متنفر ساخت . همينكه آوازهء پيشرفتهاى چنگيز خان به گوش پادشاه قوم اويغور رسيد داروغهء گور خان را كشت و نمايندگانى پيش خان مغول فرستاده متابعت فرمان او را پذيرفت و ازين تاريخ از ياران چنگيز گرديد . قوم اويغور همانطوركه در فوق نيز يادآور شديم نوشتههاى خود را به خط اويغورى مىنوشتند و دفاتر و دواوينى داشتند كه به اين خط نوشته مىشد ، اختلاط ايشان با مغول اين خط را در ميان اتباع چنگيز خان معمول كرد و از اين تاريخ با - سوادان مغول و دبيران ايشان خط اويغورى را مىآموختند و نوشتههاى مغولى را به آن مىنوشتند . مجاور شدن مغول با ممالك خوارزمشاهى - بعد از آنكه كوچلك خان در سال 607 گور خان قراختائى را اسير كرد بين سلطان محمد خوارزمشاه و او بر سر تقسيم ممالك متعلق به قراختائيان اختلاف بروز نمود و خوارزمشاه پس از آنكه چند بار نمايندگانى پيش كوچلك فرستاد و نتيجهاى نگرفت با قشونى بعزم ممالك قراختائى در حركت آمد و به دستبرد به قشون و اموال كوچلك خان مشغول شد . كوچلك نظر به اينكه مىخواست ولايت كاشغر را از وجود مخالفين مصفى نمايد به آن حدود متوجه شد و سه سال متوالى ( از بين 607 تا 611 ) در كاشغر و تركستان شرقى حاليه بزدوخورد با اهالى آن بلاد مشغول بود و بر اثر بروز قحطى مردم بقبول فرمان او مجبور شدند . اگرچه قشون خوارزمشاه هم در اين ايام به شهر بيشباليغ رسيده بودند ولى ايشان با اينكه قاعدة بايستى از مسلمين كاشغر و ختن دفاع و سپاهيان سفاك كوچلك را دفع كنند به اين كار كه اقدام نكردند سهل است از روبرو شدن با قشون كوچلك نيز احتراز نمودند و سلطان محمد از بيم آنكه مبادا كوچلك خان بولايات